495 . موجود دوپا - تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 16:52
چه جوری می تونید تا دیروز طرف رو فحش بدید و نفرینش کنید و بگید ازش نمی گذرید!امروز واسه رفتنش اشک بریزید و حسرت بخورید و ازش خاطرات قهرمانانه تعریف کنید و حتی تا اعضای خانوادتون اون رو بالا ببرید و از دست دادنش رو مثل فقدان از دست دادن پدر و مادر خودتون بدونید!؟ما چی هستیم!؟انسان خیلی موجود عجیب و ت...
489 . فریب - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 10:26
اینجا باید بلد باشی چطوری آدم ها رو فریب بدی و دروغ بگی و کار خودت رو پیش ببری!!!تا دلتون بخواد آدم هایی دارم می بینم که با این سبک دارن زندگی می کنن و اتفاقا موفق هم هستن.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  Adblock test (Why?)
487 . رفاقت، نعمتی که خدا بهم داد! - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 13:04
دانشجو که بودم یه دوست فابریک و صمیمی داشتم به اسم سعید.یه بار سر امتحان کانی شناسی تو سال 84(من مهندسی معدن خوندم لیسانس و این یکی از درس های سه واحدی رشته ما بود که اتفاقا سخت هم بود)تا صبح نشستیم باهم درس خوندیم،درس که چه عرض کنم من خوندم و اون سرش گرم صحبت با تلفن با دوست دخترش بود.صبح که شد سعی...
488 . خود خوری! - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 13:04
دروشن شو دیگه لامصب!!را بیفت تا دیر نشده!همه رفتن و تو موندی.تو می تونستی اول باشی اما الان چی؟الانم عیبی نداره تو را بیفت قول میدم چیزی که تو ارائه بدی یه سر و گردن از همه بالاتر،تو فقط را بیفت.فقط را بیفت.......منگنه به : هرز نوشت + نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  Adbl...
486 . من همونم که اگه ....... - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 22:42
خوبی اینجا می دونید چیه!؟یه جوری یه پناهگاه امن و مامن امن و امان واسه من،که خیلی ها ازش خبر ندارن!خوبیش اینه که اینجا بیشتر خودمم و خودم رو کمتر سانسور می کنم و واقعی تر هستم.این یه نعمت که تو این دوره زمونه آدم کمتر خودش رو سانسور کنه!این که می گم کمتر چون واقعا همه ما بدون سانسور و خود واقعی فکر ...
484 . گم شدم - تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 15:11
من واسه اینکه همون آدم سابق خودم رو بسازم دوباره،به مهم ترین چیزی که به عنوان مواد اولیه نیاز دارم،این که همون میلاد سابق رو جستجو کنم تو خودم و بذارمش سرجاش!منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  Adblock test (Why?)
485 . چرخ دنده - تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 15:11
یه چیزی،یه جایی گیر کرده انگار!!انگاری لای چرخ دنده ها یه چیزی افتاده که خوب نمی چرخه.یا اگر هم خوب می چرخه یه صدایی میده مثل صدای جیرجیر تسمه کولر که خوب نمی چرخه و کلافت می کنت،اونطور صدایی.خلاصه نمی دونم که چیه هر چی هم روغن کاری می کنم و سرویس می کنم خودم رو بازم این صدا یا این خوب نچرخیدن هست!ن...
483 . نشدن - تاریخ: 1401/9/4 ساعت: 11:27
ساعت خوب ساعت شنی است ، هر لحظه به تو یادآوردی می کند ، دانه ای که افتاد دیگر باز نمی گردد . این وبلاگ هم قصه اش شده مثل همین ساعت شنی !! می نویسیم اینجا . تا وقتی و زمانی که بهش رجوع کردم بشه خاک گرفته های ذهن من . راستی یا من با همه فرق دارم یا همه با من !! هر چیزی که اینجاست واسه ذهن منه که اون ل...
482 . لیاقت - تاریخ: 1401/7/4 ساعت: 15:44
به گمانم مردمان دیگر خورشید و ماه و ستاره ها را نمی خواهند،نور لامپ بس شان است.منگنه به : یه مورد خوب + نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  Adblock test (Why?)
480 . دوران پرصبر و تحمل - تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 22:26
یه روزایی فکر می کنم امن ترین جاهای دنیا که می تونیم با خیال راحت تبادل نظر و عقیده کنیم همین وبلاگمون.اینجا حداقل کسی اگر بهمون حمله می کرد می تونستیم از خودمون دفاع کنیم و پست منتشر کنیم و چه گفتمان های خوبی که شکل نمی گرفت تو این فضای وبلاگ نویسی.منتها از وقتی رفتیم سمت کانال های تلگرامی و اینستا...
481 . حرف بزنید تا دیر نشده!! - تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 22:26
گفتن یه سری حرف ها آدم رو سبک می کنه.پس تو دلتون نگه ندارید و بریزید بیرون حرفاتون رو.والا.اونم در جواب چهارتا آدم جاسوئیجی و کوچولو.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  Adblock test (Why?)
479 . شرمندم خودم!! - تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 18:34
از قول دادن به خودم و عمل نکرن بهش خستم!یعنی اینقدر که به خودم قول دادم و زدم زیرش در مقابل خودم سرم پایین و شرمنده خودم هستم!منگنه به : هرز نوشت + نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  Adblock test (Why?)
478 . همه جا چاردیواری شده!! - تاریخ: 1401/5/3 ساعت: 21:13
بعضی روزها تیک تاک ساعت رو می شمری تا سریع تر فرار کنی از اون جایی که هستی!خونه و محل کار و پشت میز کار و خلاصه هر جایی هم میشه این حس بیاد سراغت.و من امروز در محل کارام دقیقا پرم از این حس!!!زودتر ساعت کارم تموم بشه و من بذارم برم بیرون از این چاردیواری که همه جا شده چاردیواری این روزها!حتی زیر سقف...
477 . خیلی نزدیک خیلی دور - تاریخ: 1401/4/27 ساعت: 20:18
من آدمی نیستم که معاشرت با آدم ها رو براساس رتبه و منزلت شغلی اونا درجه بندی کنم.همیشه هم اتفاقا به بچه های خدمات احترام گذاشتم و دوستان خوبی بودم براشون.اما اکثر اوقات یه چیزهایی از طرف این آدم ها رخ میده که از اصل پشیمون میشم چرا با این آدم ها گرم گرفتم و فاصله خودم رو رعایت نکردم با این آدم ها.حر...
476 . ما داریم شکست می خوریم!؟ - تاریخ: 1401/4/22 ساعت: 14:23
احساس می کنم تو یه میدون جنگم که هر چی جلوتر میرم بیشتر و بیشتر دارم تنها میشم و اطرافیانم رو دارم از دست میدم!!این می دونی معنیش چیه؟!ما داریم میرم سمت شکست خوردن!!
475 . بیستون - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 13:11
می دونی یکی از سخت ترین کارهای دنیا چیه!؟این که تو دلت پر از حرف باشه اما هر کس حرفی می زنه و دقیقا اتفاقا برعکس اون چیزی که تو دلت هست رو می گه تو واسه خراب نشدن خودت اون رو تائید کنی!هر وقت به این مرحله از پوشت کلفت شدن و سخت شدن رسیدی بدون دیگه هیچی نمی تونه تکونت بده و مثل کوه سختی اما خوب کوه ه...
474 . باید بیفتم تو سرازیری،بسه دیگه سربالایی!! - تاریخ: 1401/3/21 ساعت: 17:44
دنبال هدف های زندگی نری اونا هم منتظر تو نیستن و به راهشون ادامه میدن.اتفاقا می بینی و رفتن شدن هدف یکی دیگه!چرا دنبال هدف هامون نمی ریم و نمی جنگیم آخه ما!!از این که می بینم هر آدم کوچیک و ریزی به خودش اجازه میده اهداف آدم ها رو مسخره کنه و بهشون بگه چی کار کنن تا به هدفشون برسن در حالی که خودش تا ...
473 . شانس - تاریخ: 1401/3/9 ساعت: 14:56
سر هر شانس این پا و اون پا کردم!!!خستم از این مورد.روحم رو دارم می فروشم به خستگی و بطالت.فقط دارم می شمرم فرصت هایی که دارن از دست میرن رو.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  Adblock test (Why?)
470 . سال جدید - تاریخ: 1401/2/31 ساعت: 17:50
اصلا ایام عید واسه ما که نه جایی میریم نه مسافرتی میریم بهترین دوران واسه بطالت و وقت گذرونی اونم به بدترین شکل باطل بودن.می دونم حتما دارید می گید باطل بودن اونم از اول سال چه شود.اما واقعا بعضی اوقات انسان لازم داره که باطل باشه.والا.کل سال رو می دوئیم که برسیم که اونم نمی دونیم به چی؟!واقعا خیلی ...
471 . من مرد تنهای شب بودم! - تاریخ: 1401/2/31 ساعت: 17:50
چقدر دوس دارم شب ها دیرتر به رختخواب برم و بیشتر مطالعه کنم و کار کنم!چقدر دوس دارم این کرختی و خواب آلودگی که از ساعت 11 شب میاد سراغم و نهایت تا یک شب سرپا هستم و بعد می پرم تو تابوت شبانه خودم رو تختواب،رو عقب تر بندازم و بتونم مطالعه کنم و کارهام رو پیش ببرم و ساعت 6 صبح هم هر روز رفرش و سرحال پ...