گمشده در زمان

متن مرتبط با «20 روز مانده به کنکور» در سایت گمشده در زمان نوشته شده است

551 . شنبه خر نیست فقط یک روزه خره مثل بقیه روزهای خر

  • نیلوبلاگ

    چند دقیقه دستام رو گذاشتم روی کیبورد کامپیوتر محل کارم اما نمی دونستم از کجا شروع کنم بنویسم و اصلا چی می خواستم بنویسم. من مواقعی که این حالت بهم دستمیده یعنی در خاموش ترین حالت روزم هستم و این برای هفته پرالتهابی که این هفته می خوام سپری کنم و الان شبنه صبح اونه اصلا خوب نیست فکر کنم!منگنه به : هرز نوشت...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره 539 . به خود آی بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «539 . به خود آی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اون اتفاق خوبه که سالهاست منتظر هستی تا رخ بده و روی کمک این و اون حساب کردی بابتش، رخ نمیده! چون که خودت باید بسازیش.+رسیدن به این یک خط شاید سال ها از من زمان برده!! پس قدرش رو بدون اگر اینو الان خوندی.  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • پشت پرده 544 . به گل نشستن!

  • نیلوبلاگ

    در این گزارش به بررسی کامل «544 . به گل نشستن!» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نمی دونم کجا این جمله رو دیدم و خوندم اما خیلی دوسش داشتم و فکر می کنم یکی از بهترین دعاهاست که میشه برای کسی کرد. اون جمله این بود؛امیدوارم یه روزی برسه، که کشتی غم هات به گل بشینه!  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • 544 . به گل نشستن!

  • نیلوبلاگ

    نمی دونم کجا این جمله رو دیدم و خوندم اما خیلی دوسش داشتم و فکر می کنم یکی از بهترین دعاهاست که میشه برای کسی کرد. اون جمله این بود؛ امیدوارم یه روزی برسه، که کشتی غم هات به گل بشینه!...

    ادامه مطلب
  • 487 . رفاقت، نعمتی که خدا بهم داد!

  • نیلوبلاگ

    دانشجو که بودم یه دوست فابریک و صمیمی داشتم به اسم سعید.یه بار سر امتحان کانی شناسی تو سال 84(من مهندسی معدن خوندم لیسانس و این یکی از درس های سه واحدی رشته ما بود که اتفاقا سخت هم بود)تا صبح نشستیم باهم درس خوندیم،درس که چه عرض کنم من خوندم و اون سرش گرم صحبت با تلفن با دوست دخترش بود.صبح که شد سعید خوابش برد و من پاشدم رفتم نون تازه،کره و شکلات صبونه گرفتم و اومدم خونه و نشستیم سر صبونه و من تمام چیزهایی که از دیشب خونده بودم رو برای سعید توضیح دادم و بهش گفتم.رفتیم سر جلسه و امتحان رو دادیم و خوشحال برگشتیم خونه.هفته آینده وقتی استاد نمرات رو اعلام کرد من شده بود 14 و سعید شده بود 17!خیلی عجیب بود؟!مطمئن شدیم استاد آب دوغ خیاری صحیح کرده.من رفتم پیش استادم که خانم هم بود اعتراض کردم.اونم ...

    ادامه مطلب
  • 399 . شنبه خر است اما .....

  • نیلوبلاگ

    اینایی که بعد از سه چهار روز تعطیلی و استراحت بازم میام سرکار شروع می کنن به غرغر کردن و حال بد دارن ! اینا مثل سم می مونن ! بدتر از ویروس کرونا حتا ! یعنی مگه میشه یه ذره امید و حال خوب نداشت . واقعا...

    ادامه مطلب
  • 386 . شنبه اول صبح ما !

  • نیلوبلاگ

    این که صبح با انرژی بیای تو اتاق یه چیزه ! اینکه تا سلام می کنی ، بری راجب کار صحبت کنی با مدیر هنوز در حالی که هشت نشده ساعت و بری خودت رو برای مدیر چایی شیرین کنی یه چیزه ! واقعا بعضی آدم ها رو تو محیط کارم نه می فهمم نه درک می کنم ! سعی کنیم تو زندگیمون قدمون رو بلند کنیم و افکارمون رو گسترش بدیم ، نه اینکه هر روز کوتاهتر از دیروز بشیم !!...

    ادامه مطلب
  • 391 . گوش ما عادت کرده به بد گوش دادن

  • نیلوبلاگ

    آقای سروش هیچکس عزیز کاش می ذاشتی آخرین صدایی که از حنجرت بیرون اومده باشه همون ترانه یه روز خبو میاد و با خاطرات همون زندگی می کردیم نه این آهنگ جدیدیت که نه موسیقی داره نه تکست قوی ! و اتفاقا به نظر...

    ادامه مطلب
  • 349 . با کله به دیوار کوبیدن

  • نیلوبلاگ

    بیشتر از اینکه حالم رو خوب کنه مثل قدیم ها از نوشتن ، پشیمونم می کنه و بس .......

    ادامه مطلب
  • 220 . گریزانم

  • نیلوبلاگ

    متنفرم من از روزهایی که خودم هم نمی دونم چه مرگمه ! البته می دونما . من حالم بد میشه وقتی چند رنگی آدم ها رو می بینم. من حالم بد میشه وقتی همه بدون فک کردن دهنشون رو باز می کنن و حرف می زنن حالا می خواد راجب فوتبال و گروه ایران باشه یا مسائل سیاسی روز . من حالم بد میشه وقتی می بینم شنبه ساعت 8 نشده مدیرم به من کارهام رو یادآروی می کنه ! من حالم بد میشه وقتی به خاطر چندرغاز تومن باید به هر سازی برقصی . من حالم بد میشه از این جبر جغرافیایی . حالم بد میشه وقتی می بینم آدم ها فقط توقع دارن و توقع . حالم بد میشه کسی که بهش همیشه احترام می ذاری و براش کار انجام میدی وقتی خودش می افته تو منگنه می فروشتت ! من حالم بد میشه از نفس کشیدن تو این اتمسفر کثیف این شهر .منگنه به : ذهن امروز من...

    ادامه مطلب
  • 206 . ما را چه دیدید ؟!

  • نیلوبلاگ

    من دلم بدجوری گرفته .......... نمی دونم .اما ما را چه دیدی ، ای عزیز ؟! که اینگونه راحت قضاوتم می کنی و رای می دهی ؟یا تو ای رفیق . ما را چه دیدی ؟ که اینگونه برخورد کردی با من ؟ یا تو ای زندگی . ما را چه دیدی ؟ که این همه تیر به سمت من می زنی ؟! منگنه به : هرز نوشت...

    ادامه مطلب
  • 207 . اتوبوس باک پرم آرزوست ....

  • نیلوبلاگ

    کارت بانکی ما هم مثل اتوبوسه ! یک روز صبح اس ام اس میاد که حقوق این ماه ، تو کارتمون توقف کرده . به ظهر نرسیده به مقصد های مختلفی رهسپار شده به اسم ایستگاه قسط و قرض و وام و .... . شب که میشه نسبتا خالیه و می ره تو پارکینگ و نزدیک به یک ماهی با همون مقدار بنزین کم تو باکش می چرخه تا یه وقت بنزین تموم نکنه . خدا اتوبوس هیچ کس رو خالی نذاره و همیشه تو اتوبوسش بنزین باشه . بازم به همین مقدار کم بنزین باقی مانده هم شکر .منگنه به : هرز نوشت...

    ادامه مطلب
  • 208 . زمان

  • نیلوبلاگ

    من گم شدم در تو یا تو گم شدی در من ای زمان پی نوشت : این عکس از اون دست عکس هاست که می تونی ساعت ها در موردش بنویسی و دوباره پاک کنی و از سر خط با یه موضوع جدید دوباره ساعت ها در موردش بنویسی . کلا از این عکس هاست که دوسش دارم خیلی . راستی واسه اونایی که هنوز نیومدم به کانال ما : کانال تلگرام گشمده در زمان منگنه به : عکس نوشت...

    ادامه مطلب
  • 200 . سیاهچاله های ذهن من

  • نیلوبلاگ

    + تا حالا به آدم های سابق زندگی خودتون فکر کردید ! منظورم از آدم های سابق همون هایی هستن که یه روزی تو زندگی شما بودن و الان مدت هاست که از اون ها خبری ندارید . مثلا من امروز صبح یهو ذهنم درگیر این ماجرا شد که الان بچه های کلاس دبیرستانمون کجا هستن ؟...

    ادامه مطلب
  • 201 . دست درازی گربه های محل به دیزی

  • نیلوبلاگ

    این مطالب بر گرفته از وبلاگ یک خانم معلم است و کاملا حقیقی !!!! حافظا به مناسبت روز حافظ (20 مهر) شمع و گل و پروانه و برداشته ام که با بچه ها حافظ خوانی داشته باشیم... و البته یکی از همین بچه بلبل ها را هم اجیر کرده ام شعر "گفتم غم تو دارم گفتا به تخ...

    ادامه مطلب
  • 202 . حالم خوبه ...

  • نیلوبلاگ

    چهارشنبه ای اینقدر حالم بد بود که حتی نیومدم سر کار . یعنی واقعا سرماخوردگی خر است !!! بعضی وقت ها واقعا فک می کنم به قول دوستام من سرطان سرماخوردگی دارم ! از بس با یه نسیم و باد به سادگی سرما می خورم.دیروز جمعه ای حالم خوب بود و این اتفاق خوبیه ......

    ادامه مطلب
  • 100+91 . چهل روز + عاشورا

  • نیلوبلاگ

    حرمت هستی ما ای پدر از نام تو بود تو مپندار که رفتی و فراموش شدی پنجشنبه ای چهل روز ار روزی که بابام از این دنیا رفت گذشت . خواستم بگم که یادش همیشه تازست . من حسینم .... رو به سوی راستی باز آورید ای قوم .... روز عاشورا غروبش صبح بیداریست ...برگردید ... های های ای مردم از بیراهه ها برگردید ... های های ای کاروان رفته در دامان گمراهی باز راه کعبه را انگار گم کردید . برگردید ....ای کاش واقعا درس ...

    ادامه مطلب
  • 100 91 . چهل روز + عاشورا

  • نیلوبلاگ

    حرمت هستی ما ای پدر از نام تو بود تو مپندار که رفتی و فراموش شدی پنجشنبه ای چهل روز ار روزی که بابام از این دنیا رفت گذشت . خواستم بگم که یادش همیشه تازست . من حسینم .... رو به سوی راستی باز آورید ای قوم .... روز عاشورا غروبش صبح بیداریست ...برگردید ... های های ای مردم از بیراهه ها برگردید ... های های ای کاروان رفته در دامان گمراهی باز راه کعبه را انگار گم کردید . برگردید ....ای کاش واقعا درس ...

    ادامه مطلب
  • 100+63 . 1461 روز پیش ، همین امروز ، ساعت عشق

  • نیلوبلاگ

    امروز ساعت 19:11 جهان واسه من می ره تو خلاء !!!! هنوزم یاش می افتم تنها چیزی که روی صورتم نقش می بنده لبخنده و لبخند . سال 92 بود و من 11 روز قبل از اون یعنی 17 تیر ساعت 21:33 دقیقه به یه نفر گفتم که دوسش دارم و اون هم بعد از 31 دقیقه جواب داد که نیاز داره تا فکر کنه . و 11 روز بعدش تو 28 مرداد (جم...

    ادامه مطلب
  • 100+46 . کانال زدن به روزای رفته

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش که سپیده هم تو پخش شیفت بود.(فکر کنم دیگه نیاز نباشه که توضیح بدم من و سپیده همکار هستیم و یه جا مشغول به کار ، منتها من به طور ثابت هستم و اون به صورت شیفتی ) موقع برگشتن از سر کار قرار شد با هم برگردیم و از اونجا که من بدون ماشین اومده بودم می خواستیم با سرویس های سازمان برگردیم خونه ...

    ادامه مطلب