گمشده در زمان

متن مرتبط با «8 من النظرة الثانية» در سایت گمشده در زمان نوشته شده است

548 . دست های آرام مهراد

  • نیلوبلاگ

    مثل هر روز رسیدیم پارکینگ محل کارم، پارکینک مسجد بلال (سازمان صداوسیما). موزیک سو و شون محمد بی باک رو زدم از اول پخش بشه و ترجیح می دادم با وجود کولر خنک ماشین از ماشین پیاده نشم. چنین حس و حالی قاعدتا نباید برای ساعت هفت صبح باشه اما خوب من چند روزی هستم اینطوری آشوبم و میل سخن با هیچ کس ندارم. خواسته یا ناخواسته از ماشین پیاده شدم. مهراد هم خودش از ماشین پیاده شد. تو مسیر پارکینگ تا مهد کوک سازمان هر روز دستش رو می گیرم و با هم می ریم اما امروز جنش دستش فرق می کرد، یه آرامش و قدرتی با دستش ...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از 538 . بی راهه

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «538 . بی راهه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برای رسیدن باید خیلی چیزها رو تو مسیر بذاری و رها کنی و سبک بشی تا بتونی برسی به خط پایان. تازه رسیدی خط پایان هم می فهمی این می تونه یه خط استارت و شروع باشه واسه یه مسیر دیگه.....  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • 512 . چرا همیشه من؟!

  • نیلوبلاگ

    از امروز نمی خوام با همه چیز کنار بیام!برای شروع؛حداقل ترین چیز این که،ما لایق این هستیم که باهامون درست رفتار بشه....منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 508 . پام رو هواست!

  • نیلوبلاگ

    از پنجره اتاقم به بیرون نگاه می کنم و با خودم می گم یه صبح دیگه شروع شد!به خودم امید میدم که امروز به کارهام برسم و روز خوبی رو برای خودم رقم بزنم.به این فکر می کنم جای هدف های وسیع بتونم روزم رو برنامه ریزی کنم و کارهای عقب افتاده رو پیش ببرم و مفید باشه روزم.به این فکر می کنم که چقدر توانایی دارم و از اونا استفاده نمی کنم.به این فکر می کنم که ایده هام رو اجرایی کنم و نذارم کنار ذهنم خاک بخوره.به این فکر می کنم که فلان کار رو اگر انجامش بدم بدون شک بازخورد خوبی داره و باعث میشه موفقیت بیاد سراغم.به این فکر می کنم که من اگر چیزی رو بخوام بهش می رسم و کافی فقط همت کنم.خلاصه فکر می کنم و فکر.بعد آخر همه فکرام نتیجه می گیرم،خوب که چی؟واسه چی؟نمی دونم حتما دچار این حال شدیم اما این که هر روز دچا...

    ادامه مطلب
  • 502 . حرص ممنوع!

  • نیلوبلاگ

    من تا یه جایی باید برای بعضی مسائل حرص بخورم دیگه!بعضی اتفاقات و بعضی رفتارها به خصوص در محیط کاری باعث میشه که یاد بگیری تو نباید حرص بخوری بابت اون اتفاق.مثلا تو یه وظیفه ای در یک برنامه به عهده می گیری تا جایی که وظیفه توئه سعی می کنی انجماش بدی و بقیه موارد قرار نیست روی شونه های تو باشه.درست که خوب بودن کلی برنامه باعث میشه همه موفق بشن اما وقتی خراب میشه تو مقصری و فقط تو باید جوابگو باشی چرا باید حرص بخوری واسه خوب شدن یه اتفاق!تو تا جایی که وظیفه خودت هست انجامش میدی و بقیه موارد رو می سپری به اونایی که باید انجام بدن دیگه!نمی دونم شاید نتونستم منظورم رو برسونم اما خودم نیاز داشتم ذهنم رو خالی کنم اینجا تا یادمون بمونه به اندازه ای که آدم ها واسم تب می کنن واسشون تب کنم نه بیشتر!که و...

    ادامه مطلب
  • 489 . فریب

  • نیلوبلاگ

    اینجا باید بلد باشی چطوری آدم ها رو فریب بدی و دروغ بگی و کار خودت رو پیش ببری!!!تا دلتون بخواد آدم هایی دارم می بینم که با این سبک دارن زندگی می کنن و اتفاقا موفق هم هستن.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 487 . رفاقت، نعمتی که خدا بهم داد!

  • نیلوبلاگ

    دانشجو که بودم یه دوست فابریک و صمیمی داشتم به اسم سعید.یه بار سر امتحان کانی شناسی تو سال 84(من مهندسی معدن خوندم لیسانس و این یکی از درس های سه واحدی رشته ما بود که اتفاقا سخت هم بود)تا صبح نشستیم باهم درس خوندیم،درس که چه عرض کنم من خوندم و اون سرش گرم صحبت با تلفن با دوست دخترش بود.صبح که شد سعید خوابش برد و من پاشدم رفتم نون تازه،کره و شکلات صبونه گرفتم و اومدم خونه و نشستیم سر صبونه و من تمام چیزهایی که از دیشب خونده بودم رو برای سعید توضیح دادم و بهش گفتم.رفتیم سر جلسه و امتحان رو دادیم و خوشحال برگشتیم خونه.هفته آینده وقتی استاد نمرات رو اعلام کرد من شده بود 14 و سعید شده بود 17!خیلی عجیب بود؟!مطمئن شدیم استاد آب دوغ خیاری صحیح کرده.من رفتم پیش استادم که خانم هم بود اعتراض کردم.اونم ...

    ادامه مطلب
  • 488 . خود خوری!

  • نیلوبلاگ

    دروشن شو دیگه لامصب!!را بیفت تا دیر نشده!همه رفتن و تو موندی.تو می تونستی اول باشی اما الان چی؟الانم عیبی نداره تو را بیفت قول میدم چیزی که تو ارائه بدی یه سر و گردن از همه بالاتر،تو فقط را بیفت.فقط را بیفت.......منگنه به : هرز نوشت + نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 486 . من همونم که اگه .......

  • نیلوبلاگ

    خوبی اینجا می دونید چیه!؟یه جوری یه پناهگاه امن و مامن امن و امان واسه من،که خیلی ها ازش خبر ندارن!خوبیش اینه که اینجا بیشتر خودمم و خودم رو کمتر سانسور می کنم و واقعی تر هستم.این یه نعمت که تو این دوره زمونه آدم کمتر خودش رو سانسور کنه!این که می گم کمتر چون واقعا همه ما بدون سانسور و خود واقعی فکر می کنم پر باشیم از چاله و چوله که وقتی ازشون حرف بزنیم خیلی ها جبهه گیری کنن در موردش.به خصوص این روزها که واقعا نمیشه حتی نظر سیاسی و خط فکریت رو با خیال راحت بازگو کنی و سریع متهم میشی به وابسته بودن به یه جناح خاص.اینجا اما همون جایی که تو راحت می تونی در مورد همه چیز حرف بزنی بدون ترس از قضاوت شدن.درست که من اینجا هم خودم رو کامل معرفی کردم و خوب با یه سرچ ساده رو اسمم خیلی ها به اینجا می رسن ...

    ادامه مطلب
  • 484 . گم شدم

  • نیلوبلاگ

    من واسه اینکه همون آدم سابق خودم رو بسازم دوباره،به مهم ترین چیزی که به عنوان مواد اولیه نیاز دارم،این که همون میلاد سابق رو جستجو کنم تو خودم و بذارمش سرجاش!منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 485 . چرخ دنده

  • نیلوبلاگ

    یه چیزی،یه جایی گیر کرده انگار!!انگاری لای چرخ دنده ها یه چیزی افتاده که خوب نمی چرخه.یا اگر هم خوب می چرخه یه صدایی میده مثل صدای جیرجیر تسمه کولر که خوب نمی چرخه و کلافت می کنت،اونطور صدایی.خلاصه نمی دونم که چیه هر چی هم روغن کاری می کنم و سرویس می کنم خودم رو بازم این صدا یا این خوب نچرخیدن هست!نمی دونم شاید نیاز به یه تعمیرکار بیرونی هست اما بابام همیشه می گفت آدم باید خودش دست به آچار باشه و بتونه یه آچارکشی ساده رو انجام بده.این که منم دارم سعی می کنم خودم دست به آچار باشم و اشکال رو پیدا کنم.شاید یه ذره طول بکشه اما وقتی پیداش کنم و بتونم ردیفش کنم از اون وقت به بعد دیگه هر وقت این طوری بشه سریع می تونم بفهمم اشکال از چیه و ردیفش کنم.منگنه به : یه مورد خوب + نوشته شده در  یکش...

    ادامه مطلب
  • 483 . نشدن

  • نیلوبلاگ

    ساعت خوب ساعت شنی است ، هر لحظه به تو یادآوردی می کند ، دانه ای که افتاد دیگر باز نمی گردد . این وبلاگ هم قصه اش شده مثل همین ساعت شنی !! می نویسیم اینجا . تا وقتی و زمانی که بهش رجوع کردم بشه خاک گرفته های ذهن من . راستی یا من با همه فرق دارم یا همه با من !! هر چیزی که اینجاست واسه ذهن منه که اون لحظه در موردش داشتم فک می کردم ، پس احترام بذاریم بهش .پروفایلم عینه واقعیت فعاله و صفحات من توی فضای مجازی هم اون پایین تو قسمت من و فضای مجازی هست اگه کارم دارین.کانال تلگرام گمشده در زمان :https://t.me/l0stintimes بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 482 . لیاقت

  • نیلوبلاگ

    به گمانم مردمان دیگر خورشید و ماه و ستاره ها را نمی خواهند،نور لامپ بس شان است.منگنه به : یه مورد خوب + نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 480 . دوران پرصبر و تحمل

  • نیلوبلاگ

    یه روزایی فکر می کنم امن ترین جاهای دنیا که می تونیم با خیال راحت تبادل نظر و عقیده کنیم همین وبلاگمون.اینجا حداقل کسی اگر بهمون حمله می کرد می تونستیم از خودمون دفاع کنیم و پست منتشر کنیم و چه گفتمان های خوبی که شکل نمی گرفت تو این فضای وبلاگ نویسی.منتها از وقتی رفتیم سمت کانال های تلگرامی و اینستاگرامی می تونم بگم که گفتمان ما و آستانه صبر و تحمل ما هم اومد پایین تر! و خوب این اصلا و ابدا خوب نیست و می تونه یه زنگ خطر باشه.ای کاش برگردیم به دوران خوب و شیرین و پرطاقت و تحمل وبلاگ نویسی.ای کاش........منگنه به : یه مورد خوب + نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 481 . حرف بزنید تا دیر نشده!!

  • نیلوبلاگ

    گفتن یه سری حرف ها آدم رو سبک می کنه.پس تو دلتون نگه ندارید و بریزید بیرون حرفاتون رو.والا.اونم در جواب چهارتا آدم جاسوئیجی و کوچولو.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 479 . شرمندم خودم!!

  • نیلوبلاگ

    از قول دادن به خودم و عمل نکرن بهش خستم!یعنی اینقدر که به خودم قول دادم و زدم زیرش در مقابل خودم سرم پایین و شرمنده خودم هستم!منگنه به : هرز نوشت + نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 478 . همه جا چاردیواری شده!!

  • نیلوبلاگ

    بعضی روزها تیک تاک ساعت رو می شمری تا سریع تر فرار کنی از اون جایی که هستی!خونه و محل کار و پشت میز کار و خلاصه هر جایی هم میشه این حس بیاد سراغت.و من امروز در محل کارام دقیقا پرم از این حس!!!زودتر ساعت کارم تموم بشه و من بذارم برم بیرون از این چاردیواری که همه جا شده چاردیواری این روزها!حتی زیر سقف آسمون هم خودمون رو حبس می کنیم تو ماشین هامون و چاردیواری های متحرکمون:-(منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 471 . من مرد تنهای شب بودم!

  • نیلوبلاگ

    چقدر دوس دارم شب ها دیرتر به رختخواب برم و بیشتر مطالعه کنم و کار کنم!چقدر دوس دارم این کرختی و خواب آلودگی که از ساعت 11 شب میاد سراغم و نهایت تا یک شب سرپا هستم و بعد می پرم تو تابوت شبانه خودم رو تختواب،رو عقب تر بندازم و بتونم مطالعه کنم و کارهام رو پیش ببرم و ساعت 6 صبح هم هر روز رفرش و سرحال پاشم!چقدر دلم می خواد اما واقعا نمی تونم.هی می خوام ایجادش کنم و روش تمرین کنم منتها فرداش که از خواب پامیشم به خودم لعنت می فرستم که این چه کاری بود کردم و از زور خواب می میرم!یه دوستی داشتم زمان دانشجویی شب ها تا می تونست نمی خوابید و من هم باهاش پایه بودم و صبح ها هر ساعت که دلش می خواست سرحال پا میشد و همیشه ساعت دستش باتری نداشت!وقتی ازش می پرسیدی می گفت کیفیت زندگی خیلی مهم تر که اینطوری دربن...

    ادامه مطلب
  • 468 . جنگ ذهن

  • نیلوبلاگ

    اگه بگم خودمم خسته شدم از اینکه یه چیزی می گم و یه چیز دیگه میشه باور می کنید!اگه بگم خودمم خستم از اینکه هی حرف می زنم و عمل نمی کنم خسته شدم باور می کنید!هر چند باور کنید یا نکنید مهم اینه که من تو ذهنم در حال جنگ خودم با خودم هستم و این واقعا آزار دهنده ترین جنگ بشریت!منگنه به : ذهن امروز من + ...

    ادامه مطلب
  • 408 . حال

  • نیلوبلاگ

    امسال می خوام حالم خوب باشه و حال خوب بدم اصلا !!!این موزیک رو دوس دارم . شاید باورتون نشه . اما دوس دارم . شما هم گوش کنید . + ضمیمه صوتی ( آهنگ طبق معمول ، آرمین 2afm )...

    ادامه مطلب