گمشده در زمان

متن مرتبط با «قیمت نوت 3 چهار هسته ای» در سایت گمشده در زمان نوشته شده است

543 . ذکر مصیبت شده عادت

  • نیلوبلاگ

    ولی بیایم قبول کنیم اینقدر هم که میگیم و می نویسیم حال و احوالمون بد و فاجعه نیست و ما فقط عادت کردیم، تاکید می کنم عادت کردیم که اتفاقات منفی رو بنویسیم و بازنشر کنیم و اتفاقات مثبت و خوب رو نگیم و ننویسیم. من و شما هم ندارد این یک مریضی دسته جمعی است که هیچ کس هم تقصیر ندارد جز خودمان و این چرخه ای که خودمان آفریننده آن بودیم با نوشته ها، پست ها و احوالتمان!منگنه به : هرز نوشت...

    ادامه مطلب
  • 547 . مرد تنهای شب

  • نیلوبلاگ

    می دونید یک مرد رو چی عذاب میده و روانش رو رنجور می کنه؟!این که هیچ وقت، تاکید می کنم هیچ وقت و هیچ لحظه ای برای خودش تنها نباشه و نتونه لحظه ای رو با خود خویشتنش تنها بمونه. مثلا حتی در ماشین و هنگام رانندگی هم تنها نباشه. کلا مرد روانش اینطور مواقع چنان رنجور و آسیب دیده میشه که زندگی براش تغییر می کنه و هیچ چیز نمی تونه روانش رو آروم کنه. سعی کنید و خواهش می کنم لحظه ای برای مردها تنهایی و تنها بودن قائل بشید. منگنه به : ذهن امروز من...

    ادامه مطلب
  • 548 . دست های آرام مهراد

  • نیلوبلاگ

    مثل هر روز رسیدیم پارکینگ محل کارم، پارکینک مسجد بلال (سازمان صداوسیما). موزیک سو و شون محمد بی باک رو زدم از اول پخش بشه و ترجیح می دادم با وجود کولر خنک ماشین از ماشین پیاده نشم. چنین حس و حالی قاعدتا نباید برای ساعت هفت صبح باشه اما خوب من چند روزی هستم اینطوری آشوبم و میل سخن با هیچ کس ندارم. خواسته یا ناخواسته از ماشین پیاده شدم. مهراد هم خودش از ماشین پیاده شد. تو مسیر پارکینگ تا مهد کوک سازمان هر روز دستش رو می گیرم و با هم می ریم اما امروز جنش دستش فرق می کرد، یه آرامش و قدرتی با دستش ...

    ادامه مطلب
  • 551 . شنبه خر نیست فقط یک روزه خره مثل بقیه روزهای خر

  • نیلوبلاگ

    چند دقیقه دستام رو گذاشتم روی کیبورد کامپیوتر محل کارم اما نمی دونستم از کجا شروع کنم بنویسم و اصلا چی می خواستم بنویسم. من مواقعی که این حالت بهم دستمیده یعنی در خاموش ترین حالت روزم هستم و این برای هفته پرالتهابی که این هفته می خوام سپری کنم و الان شبنه صبح اونه اصلا خوب نیست فکر کنم!منگنه به : هرز نوشت...

    ادامه مطلب
  • ماجرای 537 . نقطه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «537 . نقطه» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ما زندگی نمی کنیم که هر کس رو راضی نگه داریم و جواب هر کسی و هر نظری رو بدیم. بعضی وقت ها برای آسایش و آرامش روانی خودمون باید حرف طرف رو تیک پذیرش بهش بزنیم که دست از سرمون برداره. چون وقتی تو از هر دری میری اون نمی خواد بپذیره...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از 538 . بی راهه

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «538 . بی راهه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. برای رسیدن باید خیلی چیزها رو تو مسیر بذاری و رها کنی و سبک بشی تا بتونی برسی به خط پایان. تازه رسیدی خط پایان هم می فهمی این می تونه یه خط استارت و شروع باشه واسه یه مسیر دیگه.....  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره 539 . به خود آی بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «539 . به خود آی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اون اتفاق خوبه که سالهاست منتظر هستی تا رخ بده و روی کمک این و اون حساب کردی بابتش، رخ نمیده! چون که خودت باید بسازیش.+رسیدن به این یک خط شاید سال ها از من زمان برده!! پس قدرش رو بدون اگر اینو الان خوندی.  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای 542 . سفر و پختگی

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «542 . سفر و پختگی» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یه چیز مهم که از سفر مشهد هفته پیش خودم یاد گرفتم این بود که یه ذره ترمز کنم و این هم عجله نداشته باشم. یعنی خیلی خیلی مفصل می تونم در این باره حرف بزنما اما ترجیح میدم فعلا سکوت کنم و به وقتش در موردش صحبت کنم!  RSS  ...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از 543 . ذکر مصیبت شده عادت!

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «543 . ذکر مصیبت شده عادت!» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. ولی بیایم قبول کنیم اینقدر هم که میگیم و می نویسیم حال و احوالمون بد و فاجعه نیست و ما فقط عادت کردیم، تاکید می کنم عادت کردیم که اتفاقات منفی رو بنویسیم و بازنشر کنیم و اتفاقات مثبت و خوب رو نگیم و ننویسیم. م...

    ادامه مطلب
  • 543 . ذکر مصیبت شده عادت!

  • نیلوبلاگ

    ولی بیایم قبول کنیم اینقدر هم که میگیم و می نویسیم حال و احوالمون بد و فاجعه نیست و ما فقط عادت کردیم، تاکید می کنم عادت کردیم که اتفاقات منفی رو بنویسیم و بازنشر کنیم و اتفاقات مثبت و خوب رو نگیم و ننویسیم. من و شما هم ندارد این یک مریضی دسته جمعی است که هیچ کس هم تقصیر ندارد جز خودمان و این چرخه ای که خودمان آفریننده آن بودیم با نوشته ها، پست ها و احوالتمان!...

    ادامه مطلب
  • 513 . فقط باید تایپ کنم اون چیزی که تو سرم

  • نیلوبلاگ

    این روزها هیچ چیز حالم رو خوب نمی کنه!نه نوشتن،نه خوندن،نه نگاه کردن و نه ....خلاصه که هیچ چیز این روزها نمی تونه من رو راضی کنه.هدف هام رو هر روز می نویسم و مرور می کنم اما دریغ از یک قدم برای رسیدن به اونا برداشتن.شدم یه دور باطل و الان تو همین لحظه شاید چند سال که اینا رو دارم اینجا می نویسم و همش حالم تغییر می خواد اما کو تغییر.شدم فقط حرف زدن و حرف و بدون عمل.بعضی روزها فکر می کنم بیخیال همه چیز و ذهنم رو خالی کنم و بی خیال بشم و همینطوری که دارم زندگی می کنم راضی باشم اما بعد می بینم این زندگی و این مدل زندگی واسه من خیلی کسالت باره و آزار دهنده است. من آدم سکون و راکد بودن نیستم و دوست دارم همش مرتب در حال تولید و نوشتن باشم.مثل همین الان که دارم این سطرها رو می نویسم و با سرعت تایپ م...

    ادامه مطلب
  • 504 . دارم میرم پایین

  • نیلوبلاگ

    از هر طرف که میرم می رسم به نقطه صفری که ایستاده بودم!من آدم شروع های مکرر و نرسیدن به خط پایان ها شدم!منی که هر کاری رو انجام میدادم به کمال و حد نهایی انجامش می دادم حالا این روزها حس و حالی دارم که از خودم و از اطرافم بدم میاد.به چیزی بیشتر از نبودن و خلاء نیاز دارم.هیچ چیزی نمی تونه من رو به کنش و واکنش مجبور کنه.یه جوری مثل شکر تو آب حل شدم که خودم هم نمی تونم ذراتم رو پیدا کنم و دوباره مولکول خودم رو تشکیل بدم.از مرثیه و غم نامه هام بدم میاد،از اتمسفری که توش گیرم بدم میاد.به هر چیزی واسه رهایی چنگ می ندازم اما بعد از مدتی همون میشه مکافات و آوار روی سرم.من آدم از دست دادم مداوم شدم.تنها چیزی که آرومم می کنه باد پنکه اتاق محل کارم شده که هر چند ثانیه یه باز میزنه بهم.و حتی اگر اونم مدا...

    ادامه مطلب
  • 503 . کاشکی!

  • نیلوبلاگ

    کاش میشد به بعضی از آدم های قدیم پیام داد و حالشون رو پرسید!یا اونا به ما پیام می دادن و حالمون رو می پرسیدن و کپ می زدیم!منگنه به : هرز نوشت + نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۲ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 500 . انتهای بن بست،دیواره

  • نیلوبلاگ

    همیشه فکر می کردم پست شماره پانصد من باید یه چیز خاص باشه و یه موضوع جالب!واسه همین هم این مدت سعی می کردم پست نذارم تا یه چیز جالب برای نوشتن پیدا کنم!تا این که دیشب وقتی تو خونه تنها شدم واسه چند دقیقیه ای که مهراد و مامانش رفتن طبقه پایین پیش مامان سپیده و داشتم به بالای کابینت نگاه می کردم یهو چشمم افتاد به چندتا بطری و شیشه (که از محتویاتش اجازه بدید چیزی نگم) که چندسالی هست دست نخورده باقی موندن.به یکی از شیشه ها خیره شدم و فکر کردم این رو به یاد پدرم نگه داشتم و نه خوردمش و نه به کسی دادم بخوره،درسته که هر چی ازش بگذره با ارزش تر هم میشه اما خوب که چی و تو همین فکرا بودم که یادم اومد اونی که این رو هم درست کرده الان چندسالی هست فوت شده!یهو کلم برق زد و گفتم اون که با ارزش بود و بابام ...

    ادامه مطلب
  • 493 . رنج ما قویتر از مشروب*

  • نیلوبلاگ

    خیلی وقت ها ما خودمون با دست های خودمون اون رنجی رو رقم می زنیم که سرمون میاد!وقتی رفتار،گفتار و کردار ما برخلاف اون چیزی باشه که عرف محیط می طلبه رنج به ما سرازیر میشه!رنجی که هیچ راه گریزی ازش نیست و باید باهاش بسوزی و بسازی.اما خوب حقیقت این که برای رهایی از این رنج خیلی کارها می تونیم بکنیم اما خودمون یه طوری گره های کورد می زنیم به بعضی چیزها که نمی تونیم این گره ها رو باز کنیم و برای همین مجبور میشیم به اجبار!*این یه تیکه از اشعار زنده یاد حسین پناهیمنگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 483 . نشدن

  • نیلوبلاگ

    ساعت خوب ساعت شنی است ، هر لحظه به تو یادآوردی می کند ، دانه ای که افتاد دیگر باز نمی گردد . این وبلاگ هم قصه اش شده مثل همین ساعت شنی !! می نویسیم اینجا . تا وقتی و زمانی که بهش رجوع کردم بشه خاک گرفته های ذهن من . راستی یا من با همه فرق دارم یا همه با من !! هر چیزی که اینجاست واسه ذهن منه که اون لحظه در موردش داشتم فک می کردم ، پس احترام بذاریم بهش .پروفایلم عینه واقعیت فعاله و صفحات من توی فضای مجازی هم اون پایین تو قسمت من و فضای مجازی هست اگه کارم دارین.کانال تلگرام گمشده در زمان :https://t.me/l0stintimes بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 474 . باید بیفتم تو سرازیری،بسه دیگه سربالایی!!

  • نیلوبلاگ

    دنبال هدف های زندگی نری اونا هم منتظر تو نیستن و به راهشون ادامه میدن.اتفاقا می بینی و رفتن شدن هدف یکی دیگه!چرا دنبال هدف هامون نمی ریم و نمی جنگیم آخه ما!!از این که می بینم هر آدم کوچیک و ریزی به خودش اجازه میده اهداف آدم ها رو مسخره کنه و بهشون بگه چی کار کنن تا به هدفشون برسن در حالی که خودش تا حالا یه خط هم هدف نداشته و برنامه ریزی نکرده واقعا بهم می ریزم اما خوب من آدمی هستم که هیچ وقت واسه علاقه مندی هام با وجودی که به دست هم آوردمشون تلاش نکردم بعدش!یادمه تو دوران دانشجویی یه روزی دوستم بهم گفت میلاد تو که معدن و مهندسی معدن رو دوس داشتی و انتخاب خودت بوده که بیای معدن بخونی پس چرا نمی خونی و تلاش نمی کنی درست تموم بشه!!راست می گفت.هنوزم تو خیلی چیزها با وجودی که علاقه مندی خودم بوده...

    ادامه مطلب
  • 473 . شانس

  • نیلوبلاگ

    سر هر شانس این پا و اون پا کردم!!!خستم از این مورد.روحم رو دارم می فروشم به خستگی و بطالت.فقط دارم می شمرم فرصت هایی که دارن از دست میرن رو.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 471 . من مرد تنهای شب بودم!

  • نیلوبلاگ

    چقدر دوس دارم شب ها دیرتر به رختخواب برم و بیشتر مطالعه کنم و کار کنم!چقدر دوس دارم این کرختی و خواب آلودگی که از ساعت 11 شب میاد سراغم و نهایت تا یک شب سرپا هستم و بعد می پرم تو تابوت شبانه خودم رو تختواب،رو عقب تر بندازم و بتونم مطالعه کنم و کارهام رو پیش ببرم و ساعت 6 صبح هم هر روز رفرش و سرحال پاشم!چقدر دلم می خواد اما واقعا نمی تونم.هی می خوام ایجادش کنم و روش تمرین کنم منتها فرداش که از خواب پامیشم به خودم لعنت می فرستم که این چه کاری بود کردم و از زور خواب می میرم!یه دوستی داشتم زمان دانشجویی شب ها تا می تونست نمی خوابید و من هم باهاش پایه بودم و صبح ها هر ساعت که دلش می خواست سرحال پا میشد و همیشه ساعت دستش باتری نداشت!وقتی ازش می پرسیدی می گفت کیفیت زندگی خیلی مهم تر که اینطوری دربن...

    ادامه مطلب
  • 396 . سکوت !!

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقت ها سکوت کردن در برابر یه سری مسائل ، اتفاقا نشون دهنده بینش ماست !! چه بینش سیاسی چه اجتماعی ! حتما لازم نیست دهن رو باز کنیم و هر چی تو افکارمون هست رو بریزیم بیرون . تا بشیم سوژه خنده آدم ه...

    ادامه مطلب