100+93 . نژاد پرستی - تاریخ: 1396/7/14 ساعت: 6:59
..... حلقه گمشده ورزش همگاني ما همكاري هاي بين بخشي است. به عنوان مثال وزارت نيرو در يك محله داراي استخر است ولي شهروندان همان محله نمي توانند با هزينه مناسب از خدمات آن استخر استفاده كنند: حتي وزارتخانه ها و دستگاه هاي اجرايي مختلف هم اماكن ورزشي خود را در اختيار كارمندان يكديگر قرار نمي دهند و دلي...
100+89 . ما عقب ماندیم - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 20:11
یکی از بهترین و شیوا ترین و مخلص کلام یکی از واقعی ترین کتاب هایی که هست تو بازار بدون شک همین کتاب چرا ما عقب مانده ایم دکتر ایزدی هستش . فک میکنم خوندن این کتاب تو این بلوشوی جامعه ما یکی از بهترین کارهایی هست که میشه انجام داد . تو جامعه ای که این روزها مثلا دختر نوجوان و جوان ما به بهانه محرم و ...
100+90 . دربی مونیخ - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 20:11
حس خوب یعنی اینکه ساعت 08:30 شب ،xa0 تو اوج بازی fifa17 تو دقیقه 105 بازی بایرن مونیخ و مونیخ 1860 که تو مونیخ 1860 رو برداشتی که یه کم تیمت ضعیف تر باشه و حریفت بایرن مونیخه و اوج حملاتت روی دروازه حریفت باشه ! بعد از خوردن توپ به تیر دروازه حریف و آه و حسرت تو ، اون برگرده بگه وای الان غذام می سوز...
100 91 . چهل روز + عاشورا - تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 20:11
حرمت هستی ما ای پدر از نام تو بودxa0xa0xa0xa0 تو مپندار که رفتی و فراموش شدی پنجشنبه ای چهل روز ار روزی که بابام از این دنیا رفت گذشت . خواستم بگم که یادش همیشه تازست . من حسینم .... رو به سوی راستی باز آورید ای قوم .... روز عاشورا غروبش صبح بیداریست ...برگردید ... های های ای مردم از بیراهه ها برگرد...
100+79 . برزخ ( هم شادم هم غمگین ) - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
12 شهریور شروع چهارمین سال ما شدن ( من + سپیده ) و اولین سالگرد عقد من که بابا نیست ..... عینه برزخ می مونه . شاد بودن واسه حس های ناب این سه سال گذشته و دوران عقدمون که طولانی هم شد و رسیدن به هم دیگه و اون روز عقد که چقدر خوب بود و چقدر استرس زا . و غم داشتن بابت نبودن کسی که تو این یک سال و نیم ز...
100+80 . تو هول و ولای پریشونی تو رو نداشتن - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
نیستش نمی دونم کجاست ؟چه می کنه ؟ولی می دونم که ندارمش .......دل ، دل بابایی ، دیگه دل نیست دیگه دل نمیشه نه دیگه این دل واسه ما دل نمیشه منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در xa0سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت صفرxa0xa0 توسطxa0میلادxa0
100+81 . مداد و پاک کن - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
هر چند زندگی تو یک ماه و نیم گذشته همواره دنبال اثبات این بوده که تازه کجاش رو دیدی !!! و اتفاقاتی که تو یه ماه گذشته افتاده برای یه سال یه نفر کافیه !! از کلاهبرداری 4 میلیونی تو روزهای اول بستری بابا تو بیمارستان به اسم دکتر تا اتفاقات بعد اون و حواشی و ....... و این آخری خراب شدن ماشین همین چند ر...
100+82 . تمیزکاری وبلاگی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
در اولین فرصت یه دستی به سر و روی پیوندهای وبلاگم می کشم ....... راستش رو بگم خیلی هاشون رو می خوام پاک کنم از پیوندهام . نه اینکه بد باشن نه اتفاقا از خوب ها هستن همشون . اما به قول یکی از بچه های بلاگر من چرا باید چشم بسوزونم واسه کسی که حتی به وبلاگ من سرم نمی زنه چه برسه به نظر دادن . اونوقت من ...
100+83 . ستایش - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
بی ربط نوشت اما با ربط : نمی دونم چی شد یه پیغام تو یکی از گروه های تلگرام باعث شد به کانال آلما توکل همون خرمالوی سیاه برم . خیلی وقت بود دیگه چیزی از ایشون نمی خوندم و اون به خاطر فرق خط فکری من با ایشون بود . (چرایی این مورد بماند که باعث تکدر خاطر ایشون نشه!! ) . اما یکی از چیزهایی که تو کانال ا...
100+84 . کفش - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
امروز صبح که از خونه زدم بیرن تا برسم دم سرویس که سوار بشم بیام سر کار ، کفی کفشم اذیتم می کرد . چسبش از بین رفته و وقتی راه می رم اونم تکون میخوره و اذیتم می کنه . یه بار قبل سوار شدن به سرویس نشستم روی نیمکت پارک و درستش کردم یه بار دیگه موقعی که از سرویس پیاده شدم و باید می آمدم تو ساختمون اذیتم ...
100+85 . شش ماه دوم سال - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
طلوع آخرین شنبه تابستون .... چه باسرعت رفت این تابستون !! اصلا چه باسرعت رفته تا اینجا این سال لعنتی ! انگار همین دیروز بود روز 3 فروردین من تو محل کارم پست گذاشتم و از بارون بی امانی که داره میاد گله کردم ! چرا اینقدر عجله داره این سال 96 ؟ چرا عینه میمون بدترکیب سال 95 می مونه این خروس زشت ! هر چن...
100+86 . مرثیه خوانی - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
- دلم برای وبلاگ گمشده در زمان تو سال 93 تنگ شده ! همون جا که یهو از دلتنگی هام تو شیفت شب رادیو ساعت سه ، چهار صبح توش می نوشتم ، همون جایی که کلی خاطرات خوب داشتم باهاش . چقدر خوب بود . دلم تنگ شده برای اون حال و هواها . اصلا چرا باز برگشتم بلاگفا من و نرفتم بیان ؟ - دلم واسه تعصبم روی مجله همشهری...
100+87 . دخالت - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
من کلا با شوآف و دخالت هر کسی تو اموری که به اون مربوط نیست مخالفم ! حالا می خواد وزیر باشه یا هر چی ! مثلا فوتبالیست می تونه نظرش در مورد یه فیلم رو بگه و همه رو دعوت کنه به دیدن فیلم اما این که بخواد یهو بگه من از وزیر فرهنگ می خوام نگاه ویژه ای به این فیلم بکنه و یا مثلا بیاد به فلان منتقد بتازه ...
100+88 . زاده فصل خزانم - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 16:40
از این تابستون لعنتی فقط دو روز و نصفی دیگه باقی مونده تا می تونید ازش لذت ببرید که صدای نفس هاش رو می شنوم . صدای نفس های پاییز پشت گوشمه ......همیشه پاییز رو دوست داشتم . شاید چون خودم زاده فصل خزانم . شاید چون تولدم تو همین روزهای شروع پاییزه . اما دیگه نه تولد 10 مهر و نه شروع پاییز الان برام جذ...
100+76 . اوس کمال - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 20:38
اسم بابام سید کمال الیدن صفویان بود . من بهش می گفتم بابا .اما بعضی وقت ها آقا کمال یا اوس کمال هم صداش می زدم .اوس کمال رو خودم خیلی دوست داشتم .اوس کمال یکشنبه هفته پیش رفت پیش خدا .امروز هشتمین روز نبودن بابامه .برگشتم سر کار .خیلی سخته . خیلی ........من مطئنم بابام هنوز داره واسه حل مشکلات من نم...
100+77 . گم شده - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 20:38
گم كرده يا گم شدهمهم نيست در كدام جهان سِير ميكنىتمام اهميت ماجرا آنجاستكه ، از دست داده اى...مراقب دارائي هايتان باشيد....xa0xa0 پی نوشت : قدر همه چیز رو همون لحظه ای که هست بدونیم . نذاریم بشه حسرت و دلتنگی . نمی دونم اما هر چیزی از با ارزش ترین چیز ها که پدر و مادر هستن گرفته تا حتی یه خودکار یا ...
100+75 . واسه فردا من می جنگم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:29
xa0 ...........همیشه این دلم به اون دلم می گه دکیتو این دنیای هیشکی به هیشکیهمیشه این دستت باید اون دستتو بگیرهورنه خلاصی ، خلاصی !این تیکه از شعر حسین پناهی شده مرهم من این روزها . بدجوری داریم می جنگم . جنگیدن سرنوشت ماست تو زندگی اما من به طرز عجیبی در حال جنگ هستم با همه چیز این روزها . حتی جنگ ...
100+71 . بابا زودتر بیا خونه . لطفا . - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:24
ممنونم از تک تک بچه ها که حسابی تو این چند روز من رو شرمنده خودشون کردن و واقعا وقتی میام اینجا و پیام های محبت آمیز و دعاهاشون رو می بینم قوت قلب می گیریم . اتفاقا دیروز داشتم با خودم می گفتم که چقدر خوبه این همه انرژی مثبت و خوب و دعا به سمت بابای منه . و هر وقت دلم می گیره میام اینجا رو می خونم و...
100+72 . بابا برگشت خونه - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:24
درسته حال و روز بابام خوش نیست . و هنوز خیلی فاصله داره با سلامتی کامل و درسته که باید همین الان تو این اوضاع یه ذره روپا بشه تا بریم سراغ دکتر و آزمایشات لازمش اما راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من تا همین جاشم سپاسگزارم از خدا . بابام پنچ شنبه عصر اومد خونه . اومد خونه خودش و این واسه من ...
100+74 . باید خودم رو هم بزنم تا ته نشین نشم .... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:24
تو این روزهای نبودن کلی اتفاق افتاد که خیلی هاش رو دوست داشتم و دوست داشتم در موردش بنویسم و وقت نکردم و دست و دلم به نوشتن نمی رفت . شنبه 14 مرداد مطلب دوم هم تو روزنامه سایه چاپ شد و این برام دوست داشتنی بود اما تو حالی که پدرم تو بستر بیماری بود فقط یه ذره تونست خنده رو به لبم بیاره . مطلب نخستین...