گمشده در زمان

متن مرتبط با «کتاب 15 روز تا سلامتی دانلود» در سایت گمشده در زمان نوشته شده است

549 . عینک آفتابی

  • نیلوبلاگ

    من تا سال ۱۳۹۲ از عینک آفتابی استفاده نمی کردم. یعنی شما فکر کنید در اوج جوانی که همه دوست دارند عینک آفتابی بزنند من هیچ علاقه ای به استفاده از عینک آفتابی نداشتم و فکر می کردم با چشمان من سازگار نیست!در دهه هشتاد که می رفتم دانشگاه، جاده قم و سلفچگان و دلیجان تا برسم محلات، که شهری بود که در اون درس می خواندم هم عینک نمی زدم! اصلا شما فکر کنید جاده قم و اون آفتاب عالم تاب هم باعث نمیشد من به زدن عینک آفتابی ترغیب بشم.تا اینکه اواخر سال ۹۲ به ترغیب بانو سپیده و تشویق ایشان به زدن عینک آفتابی ...

    ادامه مطلب
  • 551 . شنبه خر نیست فقط یک روزه خره مثل بقیه روزهای خر

  • نیلوبلاگ

    چند دقیقه دستام رو گذاشتم روی کیبورد کامپیوتر محل کارم اما نمی دونستم از کجا شروع کنم بنویسم و اصلا چی می خواستم بنویسم. من مواقعی که این حالت بهم دستمیده یعنی در خاموش ترین حالت روزم هستم و این برای هفته پرالتهابی که این هفته می خوام سپری کنم و الان شبنه صبح اونه اصلا خوب نیست فکر کنم!منگنه به : هرز نوشت...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از 541 . استارت بزن دیگه

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «541 . استارت بزن دیگه» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اگر موجودی حساب بانکیت بی نهایت باشه، بعد از تفریح و مهمونی و خرید کردن و سفر رفتن و کلاس گذاشتن برای تمامی افرادی که توی ذهنته. و خوش گذرونی و عکس گرفتن با سلبریتی هایی که دوسشون داری، بعد از انجام...

    ادامه مطلب
  • 541 . استارت بزن دیگه

  • نیلوبلاگ

    اگر موجودی حساب بانکیت بی نهایت باشه، بعد از تفریح و مهمونی و خرید کردن و سفر رفتن و کلاس گذاشتن برای تمامی افرادی که توی ذهنته. و خوش گذرونی و عکس گرفتن با سلبریتی هایی که دوسشون داری، بعد از انجام همه این کار ها وقتی بری سراغ زندگی روتین خودت، اون چه کاریه که توی زندگی روز مره خودت برای انجامش بی تابی می کنی؟ اون چه کاریه که فارغ از هر گونه پول و شهرت و توجه و ترس میری و انجامش میدی؟ این متن از کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه ها ی مارک منسن هست که امروز همش بهش فکر می کنم. خوب چرا واقعا نباید برم سراغش؟ چرا اصلا من به خودم جرات نمیدم کارهایی که تو ذهنم هست رو انجام بدم. اصلا چرا من کاری که می بینم کسی انجام داره میده و تحسینش می کنم و توانایی اون کار رو خودم هم دارم انجامش نمیدم؟ چرا از یه جا...

    ادامه مطلب
  • 513 . فقط باید تایپ کنم اون چیزی که تو سرم

  • نیلوبلاگ

    این روزها هیچ چیز حالم رو خوب نمی کنه!نه نوشتن،نه خوندن،نه نگاه کردن و نه ....خلاصه که هیچ چیز این روزها نمی تونه من رو راضی کنه.هدف هام رو هر روز می نویسم و مرور می کنم اما دریغ از یک قدم برای رسیدن به اونا برداشتن.شدم یه دور باطل و الان تو همین لحظه شاید چند سال که اینا رو دارم اینجا می نویسم و همش حالم تغییر می خواد اما کو تغییر.شدم فقط حرف زدن و حرف و بدون عمل.بعضی روزها فکر می کنم بیخیال همه چیز و ذهنم رو خالی کنم و بی خیال بشم و همینطوری که دارم زندگی می کنم راضی باشم اما بعد می بینم این زندگی و این مدل زندگی واسه من خیلی کسالت باره و آزار دهنده است. من آدم سکون و راکد بودن نیستم و دوست دارم همش مرتب در حال تولید و نوشتن باشم.مثل همین الان که دارم این سطرها رو می نویسم و با سرعت تایپ م...

    ادامه مطلب
  • 515 . بیا شروع کنیم از اول

  • نیلوبلاگ

    نمی ذارم اوضاع اینطوری بمونه،درستش می کنم من.بسه از بس درجا زدم.چرا من اینقدر همه چیز رو با هم می خوام.این چیه تو مغز من همش در حال گسترش.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد ۱۴۰۳ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 481 . حرف بزنید تا دیر نشده!!

  • نیلوبلاگ

    گفتن یه سری حرف ها آدم رو سبک می کنه.پس تو دلتون نگه ندارید و بریزید بیرون حرفاتون رو.والا.اونم در جواب چهارتا آدم جاسوئیجی و کوچولو.منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۱ ساعت صفر   توسط میلاد  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 406. تاریخ

  • نیلوبلاگ

    یه سال دیگه از عمرمون هم تا چند روز دیگه تموم میشه ها . میره تو زباله دان تاریخ این سال 98 تا چند روز دیگه !!!...

    ادامه مطلب
  • 334 . دوستای واقعی

  • نیلوبلاگ

    وقتی میام و نظرات دوستای وبلاگی رو می خونم . به این نتیجه می رسم هنوز دنیا قشنگی هاش رو داره ! اصلا اونی که میاد وبلاگت هنوز خیلی بامرامه . خدا نگیره شما رو دوستای خوب مجازی اما حقیقی تر از واقعیت ....... پی نوشت : قول میدم از امروز به خاطر شماها هم که شده حالم خوب تر و خوب تر بشه ....

    ادامه مطلب
  • 215 . افکار ما زلزله می خواد

  • نیلوبلاگ

    من آدم سنگدلی نیستم و نبودم اما بعضی چیزها حالم رو بد می کنه یکی از این چیزها که چند روزه به طرز عجیبی من رو دیگه منزجر کرده ، کمک خواستن و حمایت ها به زلزله زده های کرمانشاه ! حتما تعجب می کنید که من دارم اینو می گم . اما واقعا ما ایرانی جماعت یک بار دیگه با این حادثه زلزله نشون دادیم چیزی که تو وجود ما ایرانی ها موج می زنه و هیچ وقت خاموشی نداره غده سرطانی افراط و تفریط . این که اعتدال نداریم . یهو پا رو می ذاریم رو تخته گاز و تا ته یه چیزی رو در نیاریم بیخیال نمی شیم . جالبه اکثر مواقع هم گذراست و ثبات نداره . کی یادش میاد الان معدنچی ها رو یا کی یادشه پلاسکو رو کی یادشه سربازهای هنگ مرزی رو !! کلا ما مردم همیشه در صحنه جوگیری هستیم . من هرگز منکر عمق فاجعه ای که برای استان کرمانشاه رخ دا...

    ادامه مطلب
  • 219 . کتاب

  • نیلوبلاگ

    نمی دانم چرا این موضوع عجیب و غریب را برای تِزَم برداشتهام؟! موضوعی که قرنهاست کسی به آن نگاه نکرده... و خب، این برای منی که دوست دارم در همهچیز اولین نفر باشم، فرصت خوبیست! در واقع موضوعی را برداشتهام که در دنیای امروز ما، مسئله ای بسیار قدیمی و بیارزش به حساب میآید؛ ولی خب، همیشه از شنا کردن خلاف جهت آب، لذت بیشتری بردهام تا همراه آن شدن. البته رشتهی من نه افسانهشناسیست و نه افسانهپردازی! من پزشک هستم؛ یکجور «خواب -روانپزشک»، که کارم پژوهش دربارهی آن بخش از سلولهای پشت مغز است که مسؤول به یاد آوردن در حافظهی انسانهاست. همانجایی از مغز که مثل یک چاه شیشهای عمیق و بیانتهاست و همهچیز از گذشته تا امروز توی آن سرازیر و تلنبار میشود. بعد هم یک اشاره یا جرقّه باعث میشود...

    ادامه مطلب
  • 100+91 . چهل روز + عاشورا

  • نیلوبلاگ

    حرمت هستی ما ای پدر از نام تو بود تو مپندار که رفتی و فراموش شدی پنجشنبه ای چهل روز ار روزی که بابام از این دنیا رفت گذشت . خواستم بگم که یادش همیشه تازست . من حسینم .... رو به سوی راستی باز آورید ای قوم .... روز عاشورا غروبش صبح بیداریست ...برگردید ... های های ای مردم از بیراهه ها برگردید ... های های ای کاروان رفته در دامان گمراهی باز راه کعبه را انگار گم کردید . برگردید ....ای کاش واقعا درس ...

    ادامه مطلب
  • 100 91 . چهل روز + عاشورا

  • نیلوبلاگ

    حرمت هستی ما ای پدر از نام تو بود تو مپندار که رفتی و فراموش شدی پنجشنبه ای چهل روز ار روزی که بابام از این دنیا رفت گذشت . خواستم بگم که یادش همیشه تازست . من حسینم .... رو به سوی راستی باز آورید ای قوم .... روز عاشورا غروبش صبح بیداریست ...برگردید ... های های ای مردم از بیراهه ها برگردید ... های های ای کاروان رفته در دامان گمراهی باز راه کعبه را انگار گم کردید . برگردید ....ای کاش واقعا درس ...

    ادامه مطلب
  • 100+83 . ستایش

  • نیلوبلاگ

    بی ربط نوشت اما با ربط : نمی دونم چی شد یه پیغام تو یکی از گروه های تلگرام باعث شد به کانال آلما توکل همون خرمالوی سیاه برم . خیلی وقت بود دیگه چیزی از ایشون نمی خوندم و اون به خاطر فرق خط فکری من با ایشون بود . (چرایی این مورد بماند که باعث تکدر خاطر ایشون نشه!! ) . اما یکی از چیزهایی که تو کانال ایشون باعث شد من یهو تصمیم به نوشتن بگیرم این بود که خانم توکل با بلند کردن بیرق حمایت از زنان و دختر...

    ادامه مطلب
  • 100+74 . باید خودم رو هم بزنم تا ته نشین نشم ....

  • نیلوبلاگ

    تو این روزهای نبودن کلی اتفاق افتاد که خیلی هاش رو دوست داشتم و دوست داشتم در موردش بنویسم و وقت نکردم و دست و دلم به نوشتن نمی رفت . شنبه 14 مرداد مطلب دوم هم تو روزنامه سایه چاپ شد و این برام دوست داشتنی بود اما تو حالی که پدرم تو بستر بیماری بود فقط یه ذره تونست خنده رو به لبم بیاره . مطلب نخستین سنگ را کسی پرتاب کند که خود شرمسار گناهی نباشد که تو پست 100+67 نوشتمش تو وبلاگم . بازم با کمک همون دو نفر قبلی سپیده ( همسرم ) و فاطمه شهبازی ( سردبیر و مجری کارشناس شبکه رادیویی سلامت ) این اتفاق برام افتاد . + تصویر صفحه اول روزنامه + تصویر صفحه چهارم روزنامه ( جایی که مطلب من چاپ شد ) + ...

    ادامه مطلب
  • 100+63 . 1461 روز پیش ، همین امروز ، ساعت عشق

  • نیلوبلاگ

    امروز ساعت 19:11 جهان واسه من می ره تو خلاء !!!! هنوزم یاش می افتم تنها چیزی که روی صورتم نقش می بنده لبخنده و لبخند . سال 92 بود و من 11 روز قبل از اون یعنی 17 تیر ساعت 21:33 دقیقه به یه نفر گفتم که دوسش دارم و اون هم بعد از 31 دقیقه جواب داد که نیاز داره تا فکر کنه . و 11 روز بعدش تو 28 مرداد (جم...

    ادامه مطلب
  • 100+67 . نخستین سنگ را کسی پرتاب کند که خود شرمسار گناهی نباشد !

  • نیلوبلاگ

    ( مطلب یه مقدار طولانیه اما واسه اونایی که اهل مطالعه هستن فکر می کنم ارزش خوندن رو داره ) ..... بحث من اما در این جا این نیست که کدام کس از کدام سو ، درست می گوید یا نمی گوید . همه چیز به مصداق ها بستگی دارد ، کلی نمی شود قضاوت کرد . سخن من در این جا اما بر سر این است که در این سال ها ، تب تند قضا...

    ادامه مطلب
  • 100+46 . کانال زدن به روزای رفته

  • نیلوبلاگ

    چند روز پیش که سپیده هم تو پخش شیفت بود.(فکر کنم دیگه نیاز نباشه که توضیح بدم من و سپیده همکار هستیم و یه جا مشغول به کار ، منتها من به طور ثابت هستم و اون به صورت شیفتی ) موقع برگشتن از سر کار قرار شد با هم برگردیم و از اونجا که من بدون ماشین اومده بودم می خواستیم با سرویس های سازمان برگردیم خونه ...

    ادامه مطلب
  • 100+21 . من یه روزی مهندس معدن بودم *

  • نیلوبلاگ

    همه اینایی که الان دارن تو فضای مجازی تسلیت می گن . که البته با یه بارون عصرگاهی تو تهران همه چیز یادشون رفت و روح لطیفشون زد بیرون و پست ها و توئیت های تسلیتشون تبدیل شده به عاشقانه های چرکی که فقط تو فضای مجازی نثار میشه و تو دنیای واقعی دریغ از یه سر سوزن عشق و محبت ، فقط یه لحظه سکوت کنن و جای ...

    ادامه مطلب
  • 100+24 . من و خدا ، دوتایی با هم ، چشم تو چشم

  • نیلوبلاگ

    من : شربت نذری ! هندونه خنک نذری ! بستنی نذری ! شیرینی نذری ! ......از امروز تا جمعه شب جای جای این شهر پره از نذری پخش کردن هاس .به همه اینا نگاه میکنی آیا ؟خدا : ......من : پس کی ؟ کجا ؟ جواب مراد دل منو میدی ؟خدا : ......من : مراد دل من چیه ؟خدا : ......من : یه کلمه ، یه چیز !!خدا : ......من : چی...

    ادامه مطلب